سلام به همه ی دوستای خوب خودم .
امیدوارم همیشه شاد و یروز باشین
من این عید عزیزو به
همتون تبریک می گم و امیدوارم که هیچ غمی تو سینه نداشته باشین ( که محال)
این گلهای خوشگلم
تقدیم به همه شما عزیزان ![]()
بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی
بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اينا زمستونو سر میکنم
با اينا خستهگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب
با اينا زمستونو سر میکنم
با اينا خستهگیمو در میکنم
از اینجا تا کهکشان راهی نیست فقط کافی است تا گامی به طرف مهربانی برداری .
نگاه کن !
از کهکشان تا ستاره چیزی نمانده ! فقط کافی است
شقایق تنهایی را به رازقی امید پیوند بزنی آن وقت قاصدکهای آبی تو را با خود به عرش می برند و آنجا که
شهر خداست .
کافی است مهربان ! عاشق و سپید باشی . ![]()
همه شما ها رو دوست دارم . من می خوام که سعی کنم شاد باشم .
تنهایمو برای خودم نگه دارم ![]()
برام دعا کنین که موفق بشم ![]()

من می خواهم پنجره زندگی خود را به روی شادی باز کنم و می خواهم با اراده ای آهنین این مسیر را تا انتهای جاده ی
ابدیت بپیمایم و مطمئن هم هستم که پیروز خواهم شد .
پس پیش به سوی شادی .
۱۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله عاشقانه را در ۸۰۰ جای مختلف به ۷۰۰ زبان پیش ۶۰۰ نفر مطرح
کردم ۵۰۰ تای آنها ۴۰۰ جمله را در ۳۰۰ زبان در ۲۰۰ برگ ترجمه کردند برای تو در ۹۰
روز روزی ۸۰ دقیقه خواندم ۷۰ جمله تو را ۶۰ بار در ۵۰ روز روزی ۴۰ مرتبه قرائت
کردم ۳۰ تای آنها را آموختی پس ۲۰ تای آنها را فراموش کردی ۱۰ تا از تو ۹ سوال کردم ۸
مرتبه به ۷ سوالم جواب دادی ۶ جواب کردی ۵ مرتبه تو را در ۴ ساعت دعوت کردم ۳ ساعت
خواهش کردم ۲ ساعت التماس کردم تا ۱ مرتبه گفتی :
" دوستت دارم "

دل من شکست هیچ کس نشنید صدایش را
آری دل سرد بی صدا می شکند
زندگی جدولی است که اگر همه آن را پر کنی جایزه ات مرگ است
اکنون در این غروب غم آلود که خورشید با آسمان وداع کرد و رنگی به سرخی و زیبایی شفق بر جای نهاده از هر چیز دور گشته ام و قلبم همچون این غروب ،غم گرفته و خود را همچون شقایقی در صحرا وسیع بی کسی ها رها شده می یابم .
خدایا ....من از تمام جهان و جهانیان دلشکسته و ناامید به تو پناه می آورم تا همچون همیشه مرا دریابی به لطف و بخشش تو به درگاهت پناه آورده ام .
خدایا ....در این دیار غم و بی کسی در این شرایط سخت و وحشت انگیز مرا دریاب و یاریم کن که جز تو هیچ پناهی و تکیه گاهی ندارم ...!

آقا محسن ُ امیر ُ افسانه ُو...........
این چند مدت کمی که اومدم حسابی مارو شرمنده کردن
. ما اول متن می ذاشتیم یه سری گفتن
ای بابا عکس چرا نمی ذاری
. اومدیم عکس گذاشتیم این آقا محسن اومد گفت چرا متنای وبلاگت
کمه ؟
ای بابا من که نمیدونم دیگه چیکار کنم .آخه می دونی چیه آقا محسن من از بچگی انشام ضعیف بود ![]()
هیچوقت نمره خوب نمیگرفتم اگر هم یه نمره خوب داشتم اونم خواهرم برام می نوشت و من با شادی
می خوندم که آخرم معلمم می گفت سعی کن انشاتو خودت بنویسی
.خلاصه حال مارو می گرفت .
خوب اگر بازم بخوام بنویسم همتون از خنده رودل می کنین پس همینجا تمومش می کنم ![]()
![]()
اگر خطایم این است که تو را دوست دارم
زین پس بیش از این خطا خواهم کرد ......![]()
در این دوران که مردانش به نامردی عصا از کور می دزدند
من خوش باور نادان محبت جستجو کردم ......

میدونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟
اینکه هیچکس نمی تونه اشکاتو ببینه .......!!!
همه میگن برای رسیدن به عشقت از تمام دنیا بگذر
ولی تو که همه دنیای منی چطور ازت بگذرم ؟؟؟؟
مانم که بر لب هیچ کس نمی نشیند .
آرزو دارد که بیند کشته آن بدخو مرا
وه که خواهد کشت آخر آرزوی او مرا

کاش وقتی به او می اندیشیدم قطرات اشک می گذاشت تا او را در خیالم خوب نظاره کنم .کاش زبانم و دلم
یاری ام می دادند تا با تکرار نام او ، آتش وجودم را برای لحظاتی خاموش کنم و حتی اگر شده برای لحظه
ای به آرامش برسم .
دوستت دارم

