تبليغاتX
تنهای تنهام

تنهای تنهام

بی تو ....

با تو بودن مرگ را زیبا کند

گلشن عشقت مرا شیدا کند

بی تو دنیا یک بغل دلواپسی است

چشمهایم ازدحام بی کسی است

بی تو دریا ، رنگ و رویی زرد داشت

دیدگانم اشکها از درد داشت

بی تو شعرم بوی حیرانی گرفت

قصه ها رنگ پریشانی گرفت

آخر آیا می شود تنها گذشت

از میان شعر رویاها گذشت ؟

دفتر عشقم پر از خط خوردگی است

حاصلم صحرایی از پژمردگی است

واژه هایم خیس خیس از اشکها

دستهام اما پلی سوی خدا ./

 

بی تو سخت است ....

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت23:35توسط نازی |
یه آپ متفاوت ...

سلام دوستای گلم

دوست مهربونم پانی عزیز و یاسی جون منو به یه بازی جالب دعوت کردند که قراره تو این بازی من 7 تا آهنگی که منو به یاد خاطره هام می ندازه رو بنویسم ... از هر دوی شما ممنونم ....

1 – آهنگ شادمهر : ( اسم تو برای من مقدسه ... ) تو فیلم پر پروازم خوند . منو یاد یه مهربون می ندازه که خیلی این آهنگ رو دوست داشت ... « دوست دارم مهربونم »

2 – معین : ای تو بهانه واسه موندن ای نهایت رسیدن ...  هر وقت دلم می گیره این آهنگ رو گوش می دم ...

3 – آهنگ خارجی پاپیلون ... خیلی غمگینه .. منو یاد همون دوستی که رفت سوئیس می ندازه ... آخه اون برام فرستاد ..

4 – هایده : مثل تموم عالم حال منم خرابه ... یاد روزی میفتم که با یه حماقت بچه گونه داداش گلم از دستم دلخور شد . روزای بدی بود ... همیشه خدارو به خاطر داشتن داداشای ماهم شاکرم ....

5 – رضا صاقی : وایسا دنیا من می خوام پیاده شم ... ترم اول تو دانشگاه خیلی این آهنگ رو گوش می کردیم ...

6 – همایون : اون که یه وقتی تنها کسم بود ... همین آهنگ وبلاگم ... این آهنگ هم منو یاد همون مهربون می ندازه ... با این که رفته اما هنوزم  دوسش دارم ...

7 – سعید آسایش : نازی نازی امشب دلم مست تو .... خیلی دوسش دارم ... هر وقت گوش می کنم قر تو کمرم جمع می شه .... آخه واسه من خوندش ....

آهنگهای مجید خراطها رو هم خیلی دوست دارم ... آدم رو آروم می کنه ...

 

وااااای چقدر نوشتن این مدلی سخته ... این مجید چیکار می کنه ؟ خوب حالا نوبت منه که از یه سری از دوستام دعوت کنم ... گرچه همه توسط بقیه به سرقت رسیدن ....

1 – هانیه جون

2 – مهدی و رهای عزیز

3 – نانا جونم

4 – امین عزیز

5 – مصلح عزیز

6 – سجاد عزیز

7 – مهدی عزیز

 

 

                                                                                               موفق باشید ...

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت14:45توسط نازی |

یار مهربان ....

می خواهم برایت بگویم ، از دلتنگیهایم ، از شیرینی نگاهت ، از بوسه عشقت بر دستان پینه بسته روزگار . کولاک من ، ای که آغوش محبت را به سویم باز کردی و مرا سوار بر قطار شادی ها کردی و با هم دست در دست یاس های وحشی ، غزل «وفا» سرودیم تا هزاران فرسنگ را برای دیدار هم با شادی بگذرانیم . چقدر دل صبورم برای دیدارت بی تابی می کند و لحظه لحظه ی انتظار را برای دیدن نگاهت قاب می گیرم و تپش قلب ثانیه ها را گواه می گیرم که فقط با بودنت آرامم ./

 

LOVE

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت0:20توسط نازی |
سفر به خیر ....

باور تلخ نبودنت ، تاوان کدامین اشتباه است نمی دانم ! تو گفتی بمان و من ماندم ، اما اکنون که تو رفته ای  من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی خودم خیره شده ام و نمی دانم چه خواهد شد ؟!!!

 منتظرت می مانم ...

 

پ.ن : امشب یکی از بهترین دوستام برای همیشه ایران رو به مقصد سوئیس ترک کرد ... دلم خیلی گرفته ...  به امید دیدار مهربونم ....

+نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت0:20توسط نازی |

قصه یک انسان ....

تو مرا می فهمی

من تورا می خواهم

و همین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم می دانی

تا ابد در دل من می مانی ./

مال منی ....

 

از تو گفتن کار هر کس نیست ای زیبا غزل

از برای گفتنت باید که مولانا شوم .

 

پ.ن: من اصلا غمگین نیستم ، چرا اینجوری فکر می کنین ؟!!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت0:30توسط نازی |