تمنّا ...
باید از سرگردانی کدام بنفشه برایت بوی مهربانی را بیاورم تا باور کنی به چیدن ستاره هایت عادت کرده ام ؟ ای سکوت مبهم در برهوت سخن ! من اطلسی های ارغوانی را به بهار نارنجها مژده داده ام . اگر تو بخواهی تابوت این پروانه ها را هم به دوش می کشم ، اگر تو بخواهی عکس پوپکها را گلکاری می کنم و خط به خط خاطره هایت را می نویسم . چه کرده ام که صدای گریه هایم را به خنده هایم ترجیح می دهی ؟ از کدام سنگ ، دلت را ارمغان آورده ای که نگاه آفتاب خورده ام با آن غریبه شده ؟ بهانه گمشده اقاقیها ! از کدام بوته زار مشرق برویم تا آفتابت شوم ؟ از کجای زمین شروع کنم تا به تو برسم ؟ فقط تو ...

به غیر از کلام عاشقانه برایت هیچ نمی نویسم به غیر از نگاه عاشقانه برایت هیچ نمی نویسم به غیر از قلب عاشقانه برایت هیچ نمی گذارم به غیر از اشک شادی برایت هیچ نمی ریزم به غیر از دست محبت آمیز و عاشقانه برایت هیچ دستی نمی گیرم به غیر از تو کسی را هیچ دوست نمی دارم .
دیر نکن
کسی از پشت یاس ها عاشقم شده ، اما من تو را بهانه می کنم و عاشق رازقی ها می شوم . کسی چشمهایم را می پرستد و من از تندیس نگاه تو نقاشی می کشم و به پنجره اتاقم می چسبانم . کسی برای من تا صبح بیتابی می کند و من برای شبنم چشمم دلیل بیهوده می آورم و می گویم ؛ اشک گلهاست .
کسی آن طرف شب صدایم می کند و من چشمهایم را می بندم و به صدای پای شمعدانی ها گوش می کنم . باور کن اگر دیر کنی ، اگر زودتر سراغ این تنهایی هایم نیایی ، خود را با بوی یاس ها سرگرم می کنم ، تمام نقاشی ها را پاره می کنم و این بار برای نیامدنت گریه نمی کنم . باور کن اگر عاشقم نباشی ، ساده تر از این حرفها فراموشت می کنم . پس کمی از آسمانت را به من ببخش و ستاره برایم بچین . شاید قول دادم که همچنان عاشقت بمانم !

پ.ن : سلام به دوستای گل و مهربونم
، من واسه پنجشنبه دارم میرم مسافرت اونم یه سفر کاملاً غیر منتظره . دارم میرم مشهد
. خودم باورم نمی شه آخه خودم رو به زور به امام رضا قالب کردم
این یک هفته مونده به سفرم رو نمی دونم چه جوری گذروندم ...
خیلی خوشحالم و هیچ کدومتون رو فراموش نمی کنم
.... شما هم دعام کنین .![]()
![]()
![]()


